سيد حسن آصف آگاه
92
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
جهان مهى ( از ) زيرينترين ظلمت آيد ؛ كه در آسمان نشانههاى گوناگونى پديدار شود ؛ كه زمينلرزه بسيار رخ دهد و بادى سختتر آيد ؛ كه در جهان تنگى و نياز و دشوارى فزون شود و تير [ عطارد ] و هرمزد [ مشترى ] شهريارى را بر امور بد صدبار ، هزاربار و ده هزار بار سامان بخشند . 5 . شيطان شيدسپى كه « كرسانى » است ، درفش سرخ دارد و با حركت ايشان بسيارى به روستاهاى ايرآنكه من ، اورمزد ، آفريدم تا ساحل ارنگ ) gnarA ( 14 بتازند . بعضى گفتهاند : « تا رود فرات » تا ناحيهء مسكونى يونانيان در آسورستان ) natsir ? usA ( موجبات گزارش كردار يونانيان فراهم آيد و ناحيهء مسكونى آسورى به اين معناست كه آنها مردمان آسورى و تمام اقامتگاههاى آنان را بزنند . بعضى گفتهاند : « پناهگاه ديوان » . آنها بدين شيوه بكشند . 6 . كسانى از تخمهء خشم ، صدگانه ، هزارگانه و ده هزارگانه بازگردند . درفشها ، نشانهها و سپاه بىشمار اين ديوان با موى پراكنده به اين روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم برسند . 7 . و سپاه بزرگ تا دوردست ، دشمن گسترده است : تركان و هيونان سرخ كه درفشهاى برافراشته دارند ، زيرا درفشها را به تعداد بسيار عليه روستاهاى ايرآنكه من ، اورمزد آفريدم ، ( چنان انبوه ) بالا گيرند كه همچون يال اسب بايستد . 8 . تركان چرمين كمربند ، روميان ، شيدسپى كه كرسانى است با گامهاى هماهنگ به جلو تازند و سهبار در سه مكان نبردى بزرگ درگيرد ، اى زرتشت سپيتمان . 9 . نخستينبار در پادشاهى كيكاووس ) su ? aK iaK ( رخ دهد ، هنگامى كه دفع اين ديوان با كمك امشاسپندان صورت پذيرد و بار دوم هنگامى است كه تو اى زرتشت سپيتمان دينپذيرى و همپرسى كنى و هنگامى كه گشتاسب شاه و ارجاسب خشمزاده ، در كارزارى براى دين در « سپيد بيشه » باهم رويارو شوند ، بعضى گفتهاند : « در فارس [ پارس ] » . سومين بار ، اى زرتشت سپيتمان هنگامى رخ دهد كه هزارهء تو به پايان رسد . هنگامى كه هر سه ، ترك و تازى و رومى در اين مكان گرد آيند . بعضى گفتهاند : « دشت نشانه » . 15 10 . همه روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم از مالكيت آنان به پدشخوارگر رسد . بعضى گفتهاند كه آذرگشنسپ ) psan ? suG ( 16 در درياچهء چيچست ) tsa ? c ? e ? C ( است كه ژرف و بىديو ، با آب گرم است ؛ آنچنانكه پيداست ، در آنجا است . بعضى « بر آب » گفتهاند ( در مكان پرآب ) . آتورك ) karut ? A [ آدورگ ] ) 17 گفت كه كردان ) n ? adruK ( بودند كه بدين طريق به روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم از جانب اين مردمان خشم تخمه هجوم بردند ، اى